كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
596
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
درآمده تعيين مال امان مىنمود و امير ملك تيمور ولد آق بوقا بهادر و امير محمد سلطانشاه در شهر به تحصيل مال امان رفته بودند و اكابر اصفهان در اردوى همايون كه ناگاه آوازهء دهل و طبل برآمد . و شرح اين سخن آن است كه جمعى محصّلان و نوكران امرا كه در شهر بودند و تحصيل مال امان مىنمودند ، بر بعضى رعايا تشدّد مىكردند و تعرّض اهل و عيال مىرسانيدند . اصفهانيان بىطاقت شده خروج كردند و محصلان و نوكران امرا را زارزار كشتند و جمعى بزرگان و عقلا كه در شهر مانده بودند از خوف عوام مجال منع و دفع نداشتند . در گوشهها پنهان شدند تا كار از دست و تير از شست رفت . رعايا غوغا برآوردند و آواز طبل و دهل به عيّوق برآمد و هنوز اول شب بود كه اين واقعه روى نمود . حضرت صاحبقران نماز خفتن « 1 » به دروازهء توقچى آمد و از اطراف روى به شهر آورده تا بامداد از طرفين جنگ سخت كردند و بابا تيمور بن آق بوقا « 2 » بهادر كشته شد و امير عثمان عباس را تير رسيد . اما صحت يافت و چون روز شد ، جماعت فتنهانگيز رو به گريز نهادند و اهل شهر عرضهء شمشير بليات گشته حكم شد كه هفتاد هزار سر آدمى جمع آرند . نمونهء روز رستخيز ظاهر شد و حقيقت قيامت آشكارا گشت و فرمان فرمود كه از سرها منارها و گل تودهها ساختند و از دروازهء توقچى تا قلعهء طبرك كه نصف ديوار اصفهان است بيست و هشت مناره در يك هزار و پانصد سر برآورده بودند و بر نصف ديگر هم بود اما كمتر و اين حال در آخر شوال به وقوع پيوست و در تاريخ فرخى گويد خامس ذى قعده بود و حاجى بيك جاونى قربانى و يوسفشاه را به محافظت شهر گذاشت و رايات ظفر آيات عازم شيراز گشت .
--> ( 1 ) . ك : خفتن . ( 2 ) . ظفرنامه : بيان تمور آقبوغا .